هوش اجتماعی بخش دوم

دختران بخوانند !

سلام

در بخش قبلی در مورد ویژگی پسرانی که هوش اجتماعی و منطقی بالایی دارند صحبت کردیم و در این بخش به ویژگی های دختر خانم های عزیز می پردازیم.

دخترانی که IQ بالایی دارند، اعتماد به نفس بالا و هوشمندانه ای دارن. تفکرات خودشون رو به راحتی بیان می کنند، برای موضوع های ذهنی ارزش قائلند. علاقه های ذهنی و زیبایی شناختی وسیعی دارند، معمولا درون گرا و برای مبتلا شدن به اضطراب مستعد هستند. در عالم خیال فرو می روند و احساس گناه دارند و خشم خودشون رو سریعا آشکار نمی کنند.

اما دخترانی که هوش عاطفی بالایی دارند، معمولا پردل و جرأت هستند، احساسات خودشون رو مستقیم بروز میدن، در مورد خودشون احساس مثبتی دارند و زندگی براشون سرشار از معناست.

می بینی بازم شخصیت دخترانی که EQ بالاتری دارند از شخصیت دخترانی که  IQ بالایی دارند جذاب تره؟ پس EQ بالاها در بهره برداری از زندگی موفق ترند ولی در رشد علمی و نظریه پردازی  IQبالاها موفق ترند.

 

حالا بیاید ببینیم دقیقا تعریف هوش عاطفی یا EQ چیه؟

هوش عاطفی یک نوع تواناییه که مشخص می کنه چطوری می تونی از سایر مهارت هات، از جمله هوش بهرت، به بهترین صورت استفاده کنی.

هوش عاطفی شامل انگیزه های شخصی، همدلی، مقاومت، شور و هیجان و نیکوکاریه.

هوش عاطفی پیش بینی موفقیت های فرد رو میسر می کنه و توانایی های شخصی رو برای سازگاری با شرایط زندگی در جهان می سنجه. استعداد تحصیلی فرد بیشتر به IQ مربوط می شه ولی موفقیت های شغلی بیشتر با هوش عاطفی ارتباط داره. به خصوص شغل هایی مثل مدیریت با هوش عاطفی ارتباط زیادی داره.

هوش هیجانی باعث شناخت احساسات خویشتن و استفاده از اون برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی می شه. همچنین رشد این هوش موجب ایجاد توانایی اداره ی مطلوب خلق و خو و وضع روانی و کنترل هیجاناته. هوش هیجانی عاملیه که موقع شکست ناشی از دست نیافتن به هدف، در شخص ایجاد انگیزه و امید می کنه.

این هوش سبب آگاهی از احساسات افرادِ پیرامون می شه و به فرد مهارت های اجتماعی میده. مثلا رفتار مناسب با مردم، کنرل هیجان های خود در قبال دیگران و توانایی تشویق و هدایت اون ها.

هوش هیجانی با عواملی مثل توانایی درک مردم و سازگاری فرد با محیط پیرامون خویش پیوند عمیق داره. در واقع خودشناسی و دگرشناسی توسط رشد این هوش صورت می گیره.

بعضی از افراد حوصله ی شرکت در مهمونی ها و جشن ها رو ندارن و اگه در این جور مجالس شرکت می کنند فقط به اصرار و رعایت حال دیگرانه. چون خودشون از این جور مجالس لذت نمی برند و این کارها رو وقت تلف کردن می دونند. علتش اینه که این افراد از IQ بالا و EQ پایینی برخوردارند. دلشون می خواد هر چه زودتر مجلس را ترک کنند و برن سر درسشون. در این مجالس نمی توانند ارتباطات مفید برقرار کنند در نتیجه بعد مدت کوتاهی خسته می شن و می خوان برن.

بعضی ها درست برعکس این افراد ، دوست دارن تو جمع باشن، جشن و مهمونی راه بندازن و به این و اون تلفن کنند و اصلا حوصله ندارن دو ساعت تنها باشن و درس بخونن. اینا معمولا از IQ بالایی برخوردار نیستند یا عامل تمرکز در هوش بهرشون پایینه یا اعصابشون متشنجه و به علت اضطراب تمرکز کافی ندارند و تنهایی به اضطراب و نشخوارهای ذهنیشون دامن می زنه. در واقع این افراد به دلیل نا آرامی بیشتر به ارتباط ها پناه می برند. ظاهرا ممکنه فکر کنیم EQ در این افراد به خوبی رشد کرده ولی ارتباطاتی که به علت رشد هوش اجتماعی صورت می گیرد با ارتباطاتی که به علت اضطراب برقرار می شه خیلی فرق داره. رشد EQ باعث ایجاد ارتباطات سالم و منطقی می شه ضمن اینکه فرد در تنهایی با خودش هم رابطه ی خوبی داره و قادره تنهاییش رو با برنامه های مثبت و لذت بخش پر کنه.

بیشتر بخوانید:

هوش هیجانی بخش اول

 

برای بررسی بیشتر در مقالات بعدی با ما همراه باشید.

نویسنده: دکتر سمانه کاملی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *